تبلیغات
تا آخر ایستاده ایم....... - اندر عواقب بازی سیاسی با حجاب

سید علی لب تر کند جان را فدایش می کنیم



 

جای نوشتن از حجاب در صفحه سیاسی نیست که حجاب گرچه خود به خوبی می تواند نماد یا حتی بهانه تام و تمام یک جنبش سیاسی قرار گیرد، اما در هر حال اتفاقی ست که بیش از هر بعد دیگری، سوی فرهنگی اش نمود دارد. با این همه، وقتی که  موی دختران این سرزمین، عرصه ی رزم مردان سیاست می شود، حرجی بر اهالی مطبوعات نیست که "حجاب" به صفحات سیاسی شان راه بگشاید.

واقعیت آن است که چه بر زبان بیاید و چه نیاید، از عملکردها عیان است که موی دختران، مسئله ی مقامات این مملکت نیست؛ چه آن مقام، رئیس جمهوری باشد که قبل آمدنش شایعه شود قرار است همه چیز را تفکیک جنسیتی کند و حتی دیوار بکشد وسط پیاده رو ها! و بعد آمدنش ببینیم که ترجیح می دهد حتی استادیوم های فوتبال هم بی حضور زنان نباشد! و چه نماینده ی مجلسی باشد که همه ی دغدغه حجاب و عفافش در تذکر به رئیس جمهور (گرچه به مدد تهمت و ادبیات ناسزا گونه) خلاصه شود و فراموش کند ده ها متولی فرهنگی کم کار و بدکار عرصه ی عفاف و حجاب را و اصلش خود، گرچه عضو کمیسیون فرهنگی مجلس است و تابلوی فرهنگ در دست دارد، بیشتر وقت چهارساله ی تکیه زدنش بر کرسی نمایندگی مجلس را به جدل های بی حاصل سیاسی، آن هم قریب به اتفاق در وادی اعتراض به دولت بگذراند و هر از گاهی هم برای تنوع بخشی به محتوای اعتراضاتش به دولت، از سوی چپ سیاست به سوی راست فرهنگ بچرخد و از آنچه فرهنگ لیبرالی دولت می نامد، سخن بگوید!

با نگاهی دقیق تر به راحتی می توان دریافت که برای دیگر مسئولین هم (اعم از اهالی سیاست یا فرهنگ) موی دختران مسئله ی این مملکت نیست؛ وگرنه که از این همه دستگاه عریض و طویل و این همه تریبون های بی هزینه و این همه همایش و سخنرانی و سمینار و کنفرانس، حداقل دو جمله در اهمیت حجاب و چهار تا ابراز نگرانی از وضعیت بی حجابی در این مملکت باید سر زبان ها می افتاد؛ حالا اقدام عملی، پیشکش!

آقایان مسئولین آنقدر که نگران دعواهای حزبی و دشمنی های جناحی شان هستند، درصدی اش را هم خرج بحث عفاف و حجاب نمی کنند. نه صدایی از مجلس برمی خیزد؛ نه قوه قضائیه نگران عدم اجرای قانون در بحث حجاب است؛ نه الگوسازی های غلط صداوسیما خواب آرام کسی را آشفته می کند؛ نه دلشوره ای از باب عدم آموزش حجاب در مدارس است؛ نه بدآموزی های مهدهای کودک و دانشگاه ها به چشم کسی می آید؛ نه مسئولی از دیدن این همه شال و مانتو و شلوار در مراکز خرید که همه ی کارشان نپوشاندن مو و بدن است! دلشوره ای می گیرد؛ نه کسی حواسش هست که حوزه های علمیه تا کجا مسئول امر حجاب اند و ... این فهرست می تواند همین طور ادامه یابد؛ بی آنکه دل کسی از این جماعت مسئولین متعهد! از حجم عظیم اهمال کاری های صورت گرفته در باب حجاب بلرزد یا وجدانی اندک دردی بگیرد! حالا از میان این جماعت، یک نفر می آید و می گوید که موی دختران مسئله ی ما نیست؛ دیگران شان اما نمی آیند اینگونه بگویند؛ بی حجابی را می بینند و رویشان را برمی گردانند که انگار ندیدیم!
(حالا گفتن آن مسئول هم جای دفاع ندارد البته، که حتی منتقدیم که چرا باید با گفتن صریح اینکه "موی دختران مسئله ی ما نیست" متخلف را جری کرد؟! اما غرض مان بیان آن است که شما که همه در اندیشه یکسان اید و موی دختران مسئله تان نیست؛ دیگر چرا بی جهت دعواهای بی حاصل راه می اندازید و همدیگر را تخطئه می کنید؟! اسم این کار را نگذاریم مردم فریبی، چه بگذاریم پس؟!)

نهایت دغدغه های حجاب و عفاف، می رسد به همین جدل های سیاست زده ی بی سر و ته که نه برای دختران این مرز و بوم، حجاب و عفاف می شود؛ نه حتی برای گوینده اش کسب اعتباری! اصلش انگار قرار هم نیست که از این طعنه و کنایه ها، چیزی دست دلشوره های ملت از وضع حجاب را بگیرد؛ که اگر چنین قصدی در میان باشد، باید گفت این ره که می روید به ترکستان است؛ اما اگر قصد ایراد طعنه و کنایه از تریبون مجلس به دولت و رسیدن به نتیجه ی "من خوبم؛ تو بدی" باشد، باید اذعان داشت که این هدف به تمامی محقق شده است؛ چه آنکه حتی در خیال کسی هم نمی گنجید که در مجلس شورای اسلامی، رئیس جمهوری اسلامی را به تأسیس کاباره و کلوب های شبانه متهم کنند!

حق بدهید که وقتی از این همه متولی فرهنگی، علی مطهری همیشه شخص رئیس جمهور را مخاطب اعتراضاتش در باب حجاب می کند، غرضش را فقط و فقط در کینه توزی های سیاسی جستجو کنیم و نه دلسوزی های فرهنگی و دغدغه های دینی. درست ترش هم شاید آن است که بگوییم در آن روزهای آخر مجلس جای آن بود که از فعالیت های مجلس و به ویژه کمسیون متبوعتان در باب گسترش فرهنگ عفاف و حجاب گزارش بدهید؛ نه آنکه جدلی تازه با دولت را کلید بزنید!

حقیقت تلخ آنکه، این سال ها اگر کسی هم دم از حجاب زده، در حد کل کل ها و رجزخوانی های سیاسی بوده؛ حجاب با همه ی اهمیتش در جامعه ی اسلامی، سال هاست توپی شده است که در زمین سیاست از این زمین به آن زمین انداخته می شود؛ دم انتخابات هم بازار این بازی سیاسی داغ تر است؛ او، حامیان جناح رقیب را بی حجاب می داند؛ این دیگری، او را حامی حجاب طالبانی می خواند؛ صداوسیما هم که دم انتخابات  و راهپیمایی ها اساساً با بد حجاب ها رفیق تر است! (در این حد که انگار چادری ها انتخابات را تحریم کرده اند حتی!) بی آنکه کسی حواسش باشد که راستی! آن صداوسیمایی که خود را تماشاچی این بازی با حجاب در زمین سیاست جا زده و از این جدل کودکانه، برای "صرفاً جهت اطلاع" ش سوژه می سازد، خود یکی از بزرگترین نهادهای کم کار و حتی بدکار در عرصه ی عفاف و حجاب است!
و البته که صداوسیما مثالی بود؛ یک از هزاران...

کاش مردان سیاست، حالا که دو دستی سیاست شان را چسبیده اند، حداقل منافع سیاسی گروهی و شخصی شان را به موی دختران این سرزمین گره نزنند و حجاب را در زمین سیاست، در پای منفعت ها و دشمنی ها و مخالفت هایشان قربانی نکنند. ما را که در باب "حجاب" دیگر امیدی به خیر اینان نیست؛ زیادی خواهد بود که متوقع باشیم حداقل شر مرسانید؟!

 





Admin Logo
themebox Logo